قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2041
تاريخ الفي ( فارسى )
زرههاى داودى پوشيده و خودهاى فرنگى برسر نهاده بر اسبان تازىنژاد همه سوار شده صفدرصف كشيده بايستادند ؛ و پيادگان با زيب و زينت تمام سپرها حمايل كرده و تيغها كشيده و نيزهها راست كرده در پيش سواران قرار گرفتند . القصّه ، چون مجلس آراسته شد رسولان را بار دادند . آن تركان بىچاره را چون نظر بر هيئت مجلس سلطان محمود افتاد نزديك بود كه از هيبت آن مرغ جان ايشان از قفس ابدان پرواز نموده به مستقر خود بازگردد . بههرحال ، مبهوت و مدهوشوار تركان به پايهء سرير رسيدند و شرايط عبوديت و زمينبوسى به جاى آوردند . بعد از آن ايلچيان را بر سر خان ضيافت برده بنشانيدند . مجلسى ديدند چون بهشت آراسته با طبقهاى زرّين و سيمين مشحون و فرشهاى ملوّن رومى و ابريشمى گسترانيده . القصّه ، مجلس را به انواع زينتها مزيّن و مرتّب ساختند كه ايلچيان از آرايش بزم متحيّر و مدهوش ماندند و سلاطين ايشان را در نظر ايشان ، هيچ اعتبارى و وقعى نماند . پس سلطان آن جماعت را خلعتهاى پادشاهانه داده رخصت مراجعت نمودند و به ايلك خان و طغا خان نوشت كه : « شفقت برادرى مقتضى آن است كه از براى دنيايى كه به هيچ كس پاينده نخواهد بود هر دو برادر بر روى يكديگر تيغ انتقام نكشند و به آنچه حضرت ذو الجلال نصيب ايشان كرده از ملك و مال به آن قناعت نمايند . و بعد از اين بايد كه بر خلاف گذشته ميان شما طريق محبّت و دوستى مسلوك باشد و ابواب خصومت و نزاع مسدود . » بعد از وصول ايلچيان به ديار ترك هر دو برادر به سخن سلطان محمود عمل نموده با يكديگر صلح و آشتى نموده از يكديگر جدا شدند و در اين سال ابو محمّد موسوى ، نقيب طالبيان ، وفات يافت . مدّت عمر او نود و هفت سال بود . بعد از فوت ابو احمد ، نقابت آن طايفه بر سيد رضىّ الدّين ، ولد ابو احمد موسوى ، قرار يافت . و در همين سال حجّاج بن هرمز كه از قبل بهاء الدّوله ديلمى والى عراق بود و از شجاعان امراى عضد الدّوله وفات يافت . مدّت حيات او صد و پنج سال بود و قبر او در اهواز است . و بعضى از مورّخين وفات ايشان را از جملهء وقايع سال سيصد و نودم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، ايراد نمودهاند ، و اللّه اعلم . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ولايت موصل قرواش « 1 » بن مقلّد را ، كه والى آن ديار بود ، سپاه و رعايا قهرا و جبرا بر اين داشتند كه خطبهء عباسيان از آن بلاد قطع نموده رؤوس منابر و وجوه دنانير به اسم الحاكم بالله علوى و القاب او مزيّن سازد . همچنين در ولايت انبار و مراس
--> ( 1 ) . قرواش از سوى القادر باللّه حاكم موصل و انبار و مداين و كوفه بود ؛ - ابن خلدون ، العبر ، ج 2 ، ص 684 .